شمس الدين محمد بن محمود آملي

20

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

كيفيت صدور آثار و عنايت او ، علم عقول و آثار آن در عالم جسمانى و روحانى ، علم نفوس و صفات و آثار آن و آن را به اعتبارى از الهى شمرده‌اند و باعتبارى از طبيعى . چهارم علم اجسام طبيعى و مقومات اجسام كه آن را هفت قسم نهاده‌اند علم سماع طبيعى ، علم سما و عالم ، علم كون و فساد ، علم آثار علوى ، علم حيوان ، علم نبات ، علم معادن . مقاله سيم در اصول رياضى مشتمل بر چهار فن : ( 1 ) علم جومطريا كه آن را هندسه و اسطقسات « 1 » خوانند و اكنون باقليدس مشهور است . 2 علم ارثماطيقى كه آن خواص اعداد است . 3 علم اسطرنوما كه علم نجوم و هيات بحقيقت آنست و اكنون بمجسطى مشهور شده 4 علم تأليف كه چون بآوازها به كار دارند به اعتبار تناسب يكديگر و كميت زمان و سكنات كه در ميان آوازها افتد آن را علم موسيقى خوانند . مقاله چهارم در فروع طبيعى مشتمل بر ده فن : اول علم طب كه آن را هشت قسم نهاده‌اند : علم بامور طبيعى همچو اركان و امزجه و اخلاط و قوى و افعال و احكام هر يك ، علم تشريح اعضاء مفرده و مركبه و منافع آن ، علم به صحت و مرض و اسباب و اعراض آن ، علم بعلامات و دلايل هر يك ، علم حفظ صحت ، علم معالجت كه آن سه قسم است : معالجت بدوا و غذا كه معظم اقسام اوست و اكنون اسم طبيب بر مباشر اين قسم مقصور است ، و معالجت به يد كه آن شش چيز است جبر عظم مكسور و رد عظم مخلوع كه صناعت جبر عبارت از معرفت ايندو چيز است ، و بط و قطع و كى و خياطت كه صناعت تدبير جراحت عبارت از معرفت اين چهار است ، و معالجت بهر دو كه آن صناعت كحاليست ، و علم صيد نه آن عبارتست از معرفت ادويه و كيفيت تراكيب و خواص هر يك . دوم كيميا . سوم علم سيميا كه آن را سه فن نهاده‌اند ، علم طلسمات ، علم دعوت كواكب ، علم عزايم . چهارم علم تعبير ، پنجم علم فراست ششم علم احكام نجوم ، هفتم علم خواص كه معرفت جواهر داخل آنست ، هشتم علم حرف طبيعى همچو بيطره و

--> ( 1 ) استاتيستيك .